تنگه زندان در یک فرسخی روستای چهراز....

تنگ زندان در موقعیت جغرافیایی N314121 E505845 در استان چهار محال و بختیاری واقع است. منطقه حفاظت شده سبزكوه با مساحت 54 هزار و 291 هكتار در چهارمحال و بختياري واقع شده است .دره تنگ زندان سبزکوه در این منطقه یکی از مرتفع ترین و خشن ترین کوه های این استان بین شهرستان های اردل، لردگان و بروجن قرار دارد و دارای چشم اندازهای طبیعی، مرتعی، جنگلی و کوهستانی است . به دلیل شیب زیاد و نبود راه مالرو، كه حتي اجازه ورود به عشاير را نمي دهد شاید تنها نقطه بکر استان باشد. این دره زیبا حدود ۱۰ آبشار مرتفع را در دل خود جای داده است که آبشارهای آتشگاه ، دره عشق ، تونل کوهرنگ و تنگ زندان از مهم ترین و زیباترین آنها هستند.

تنگ زندان مجموعه اي زيبا از كوهستان ،‌آبشار ، جريان آب ،گياهان خودرو و حيات وحش است .آبشار 100 متري تنگ زندان با هشت آبشار كوچك در شمال منطقه حفاظت شده سبزكوه قراردارد که بزرگترین آبشار ایران بوده و در بين بومي هاي منطقه به آبشار دودي يا ‘كروديكن’ معروف است که پس از سرازير شدن از دل صخره در نهايت به رودخانه سبزكوه مي ريزد و در ادامه به رودخانه کره بس می پیوندد.

بهترين فصل سفر به اين منطقه از ارديبهشت تا مرداد ماه مي باشد و در اين زمان خصوصا در بهار ، طبيعت آن بسيار زيباتر و خطرات آن بسیار کمتر است. در ماههای دیگر سال سرما یا گرمای شدید ، کمبود آب در منطقه، کوتاه بودن طول روز خصوصا در زمستان ، احتمال گم کردن راه و نشانه ها ، خطر ریزش سنگ و سنگریزه هنگام نا آرامی آسمان ، همگی دلیل بر نامناسب بودن زمان اجراست.

به منظور رسیدن به منطقه 2 مسیر کلی داریم : مسیر 1 که به ترتیب از فرخ شهر ، بروجن ، گندمان   گردنه مروارید در جاده لردگان ،کنارک صفلی و منارک علیا ، مورچگان و وستگان گذشته و مسیر 2 که به ترتیب از شهرک ، طاقانک ، شمس آباد ، خراجی ، شلمزار ، گهرو و…..می گذرد .. پس از گذر از روستاهای زیبایی همچون : روستای جغدان و روستای چهراز و روستای حیدرآباد و ....  جاده خاکی می شود . در نهایت هر دو مسیر در جاده خاکی به هم پیوسته یکی می شوند . جاده را ادامه می دهیم تا جایی که باید از میان رود خانه ای که در تابستان کم آب یا خشک است عبور کنیم و از میان باغات سیب روبه روی جاده که روی یک تپه هستند رد شویم.هم‌چنین یک نکته ای که باید در نظرگرفت این است که وقتی به اخرین روستا که وستگان است رسیدیم نزدیک به آخر آبادی وقبل از پل درست در کنار آخرین خانه آبادی جاده خاکی سمت چپ ما وجود دارد که باید وارد آن شویم وجاده خاکی را ادامه دهیم.

در 18 کیلومتری روستای وستگان که در جاده خاکی پیموده می شود سمت چپ ما یک تابلوی زرد رنگ و جود دارد که روی آن نوشته شده (منطقه حفاظت شده سبزه کوه) در کنار این تابلو یک راه به سمت چپ می رود که از اینجا ۲۳ کیلومتر تا آخرین جایی که ماشین رو است مسافت داریم . حدودا یک کیلومتر که جلوتر برویم تعاونی روستائی عشایری نشان دیگری برای مسیریابی صحیح است .بعد از گذشتن از تعاونی حدود 5 دقیقه یک چشمه در سمت چپ ما وجود دارد. از منطقه عشایری چهارطاق نیز عبور می کنیم. در این مسیر و بیشتر در آخر مسیر راه های انحرافی وجود دارد که مسیر ماشینهای عشایری است . باید فقط در مسیر اصلی حرکت کرد و در دو راهی ها به سمت راست می رویم تا جایی که مسیر تمام شود. این آخرین جایی است که ماشین می تواند تردد کند.

توجه: این منطقه بسیار صعب العبور است و نیاز به امکانات فنی و راهنمای محلی دارد. همراه بردن کودکان، سالمندان و زنان باردار به هیچ عنوان توصیه نمیگردد.

 

تنگ زندان 1 620x465 تنگ زندان

تنگ زندان 2 تنگ زندان

تنگ زندان 3 تنگ زندان

تنگ زندان 4 620x465 تنگ زندان

تنگ زندان 5 تنگ زندان

تنگ زندان تنگ زندان

تنگ زندان 6 تنگ زندان

تنگ زندان 7 تنگ زندان

تنگ زندان 8 تنگ زندان

تنگ زندان 9 تنگ زندان

 

خداوندا ، خداوندا قرارم باش و یارم باش / جهان تاریکی محض است ، می ترسم ، کنارم باش

دشت لاله های واژگون شهرستان کوهرنگ استان چهار محال و بختیاری

شهرکرد،اینکه بام ایران به 'دیار لاله‌های واژگون' شناخته می‌شود، تنها در حد یک نام نیست، بلکه تماشای دشت لاله‌های واژگون با چشم‌انداز خیره‌ کننده برای هر تازه واردی با مسمی بودن این نام را 'عینیت' می‌بخشد.

دشت لاله‌های واژگون یکی از جاذبه‌های دیدنی و گردشگری ایران و یکی از 20 اثر طبیعی ملی ایران و مورد حمایت سازمان محیط زیست است. این دشت 3600 هکتار وسعت و در استان چهارمحال و بختیاری قرار دارد و رویشگاه اصلی گونهٔ گیاهی لاله واژگون است.
این دشت در شهرستان کوهرنگ واقع شده و جاذبه‌های گردشگری دیگری مانند آبشار کوهرنگ، پیست اسکی چلگرد و چشمه آب معدنی دیمه در نزدیکی آن قرار دارند.
دشت لاله‌های واژگون شهرستان کوهرنگ در استان چهارمحال و بختیاری مشهورترین دشت لاله ایران است که در اواخر فروردین و اوایل اردیبهشت به گل می‌نشیند. گونه‌ای از لاله واژگون که در این دشت می‌روید بسیار نادر است و در یک اثر طبیعی ملی به شمار می‌آید.
رویشگاه اصلی این گیاه نادر، دامنه کوههای آب‌کاسه خوربه، گرگانک و مناطق بنواستکی و مله زرده‌است. لاله‌های واژگون، که در زبان محلی اشک مریم نامیده می‌شوند، در اواخر فروردین ماه به گل می‌نشینند و تا اواخر اردیبهشت گل‌های خود را حفظ می‌کنند.
در این مدت هر هفته ده هزار نفر از این مکان بازدید می‌کنند که بر اثر تخریب‌های صورت گرفته و احتمال انقراض، حضور گردشگران با محدودیت‌هایی همراه گردیده‌است.
این دشت زیر پوششی رنگارنگ از لاله های سرخ رنگ و واژگون ، در 12 کیلومتری چلگرد و در نزدیکی روستای بنواستکی کوهرنگ آرمیده است. هوای لطیف، سبک و پاک دشت و پوشش گیاهی بسیار غنی و ارزشمند آن چشم دل هر بیننده ای را می نوازد.
دشت لاله های واژگون چهار محال و بختیاری یکی از زیباترین جلوه های بدیع و طبیعی این استان است تا جایی که می توان از آن به عنوان "نقاشی ممتاز خالق هستی" یاد کرد. اگرچه ‌اکوتوریسم طبیعی آبی برفی چهارمحال و بختیاری جاذبه‌های گردشگری طبیعی زیادی را در خود جای داده ‌است، اما زیبایی دشت لاله‌های واژگون چون تابلوی بی‌بدیل همه جاذبه‌های گردشگری این استان را تحت شعاع خود قرار داده است.
اینکه بام ایران به "دیار لاله‌های واژگون" شناخته می‌شود، تنها در حد یک نام نیست، بلکه تماشای دشت لاله‌های واژگون با چشم‌انداز خیره‌ کننده برای هر تازه واردی با مسمی بودن این نام را "عینیت" می‌بخشد. گردشگران برای سفر به ‌دشت لاله‌ها در طول مسیر شهرکرد، سودجان چشمه‌ دیمه کوهرنگ از دیدن چهره بهارمفرح این مسیر در حالی که از سرازیر شدن چشمه‌های آب برف در سراشیبی تپه‌ها و پوشش سبز زمین لذت می‌برند، وارد دشت لاله‌های واژگون می‌شوند.
لاله های واژگون
لاله واژگون نام یک سرده از راستهٔ سوسن‌سانان است،عمر این گیاه بسیار کوتاه است. گل‌دهی آن از اوایل اردیبهشت آغاز می‌شود و در فصل بارش پایان می‌یابد. لاله واژگون از گیاهان علفی پیازدار و چندساله‌است که تاکنون 15 گونه آن در ایران شناسایی شده‌است. گونه زرد کمرنگ متمایل به لیمویی این گل‌ها موسوم به لاله گرگانی بین 50 تا 80 سانتیمتر ارتفاع دارد.
پیاز این گیاه به علت وجود موادی موسوم به آلکالوئیدهای ایمپریسین و فرتیسین مسکن درد است.
تاکنون شصت گونه از از این گیاه شناخته شده‌است. پیاز آن به صورت یک غده متورم، گوشتدار بوده و دارای مقدار زیادی نشاسته و چندین عامل دارویی است و چون تازه باشد سمی بوده و قابل خوردن نیست، ولی در چین سمیت آن را گرفته و در آشپزی از آن استفاده می‌کنند.
در برخی نقاط ایران، این گیاه را اشک مریم یا لاله اشک می خوانند. وجه تسمیه چنین نامی به داستان های اسطوره ای بازمی گردد. این که این لاله، شاهد مرگ سیاوش بوده و از غصه این اتفاق سربه زیر شده و اشک می ریزد. اشک های لاله واژگون در حقیقت شیره ی بی رنگی هستند که در درون لاله قرار دارند و گاهی به سمت پائین سرازیر می شوند.
وجود پوشش برف بر فراز تپه‌ها، قله ها، آسمان آبی تزیین شده از ابرهای سپید و قهقهه مستانه ‌رودخانه‌های خروشان از جمله سرشاخه "زاینده رود" اوج زیبایی را در مسیر دشت لاله‌های واژگون به تمام و کمال به گردشگران هدیه کرده است. هر تازه واردی پس از خیره ‌شدن از تماشای طبیعت سحرآمیز و جاذبه‌های طبیعی افسونگر این مسیر در ورود به دشت لاله‌ها شگفت زده و مبهوت زیبایی این دشت خیال‌انگیز و رویایی می‌شود. تا چشم کار می‌کند یک دشت پهناور چون فرشی ممتاز از لاله‌ها و دیگر نباتات سبزه‌پوش است ‌و لاله‌های واژگون انگار در برابر عظمت خالق هستی از شرم سر خجلت پایین انداخته‌اند.
واشدن غنچه‌های لاله‌های واژگون در دل یک دشت سبزفام در حالی که کوه های مرتفع پوشیده از برف و دامنه پر از سبزه، گراگرد آن را احاطه کرده زیبایی طبیعی این دیار را به اوج خود می‌رساند. لبخند مستانه لاله‌های واژگون در پیشواز گردشگران نمایش صحنه‌ای از خلقت آفرینندگاردانا و تواناست که هر بیننده‌ای را محو تماشای خود و هرعقل سلیمی را به تحسین شاهکار خلقت وا می‌دارد.

فرو آوردن سرتسلیم غنچه‌های نوبر لاله‌های دشت واژگون با اینکه سرآمد زیبایی همه رستنی ها و نباتات هستند به زبان بی‌زبانی به هر بیننده‌ای افتادگی در برابر ذات خدواند را می‌آموزد. لاله‌های واژگون تنها جلوه‌گر یک زیبایی بی‌نظیر نیست، بلکه این "رستاخیز" زیبای خاک تزیین شده از زیباترین لاله‌ها نوید بخش "رستاخیز آخرت" است.

گردشگران لاله های واژگون را سرنگون کردند/ لاله های پژمرده در جاده ها

با وجود مراقبتهای بسیاری از سوی ارگانهای مربوطه از لاله های واژگون، تعداد بسیار زیادی از لاله های واژگون دیروز جمعه توسط گردشگران کنده و سرنگون شد و این دشت را یک قدم به سوی نابوی نزدیکتر کرد.

به گزارش خبرنگار مهر، لاله واژگون، گل سرنگون یا اشک مریم گلی است که با ارتفاع یک و دو دهم متر از سطح زمین با گلهای صورتی و یا قرمز زنگوله ای که داخل آن توسط غده های سیاهرنگ حاوی شهد تزئین شده که این مشخصه بهترین عامل جهت شناسایی این گونه در میان گیاهان پیازدار ایران است.

گیاه لاله سرنگون از نظر مرتعی فاقد ارزش غذایی برای دام هاست ورویش لاله سرنگون از اواسط فروردین ماه شروع می شود و در اواخر فروردین ماه تا اوایل اردیبهشت ماه مرحله گل دهی شروع می شود.

دشت لاله های چهار محال و بختیاری در شهرستان کوهرنگ قرار دارد و به علت بزرگ بودن محدوده رویش لاله ها، این دشت معروفیت خاصی پیدا کرده است.

با آغاز رویش و گلدهی لاله های واژگون، ورود مسافر و گردشگران بسیاری از استان همجوار مانند استان اصفهان وخوزستان و تعداد زیادی نیز از خود استان چهار محال و بختیاری آغاز شده است.

دیروز جمعه دشت لاله های واژگون میزبات تعداد بیشمار مسافر و گردشگر بودند و زیبایی خود را برای لذت بردن این گردشگران درنسیم دشت تکان می دادند.

اما در میان این همه زیبایی تعداد زیادی از دستهای نامهربان، عمر تعداد زیادی از لالهای واژگون این دشت را کوتاه کرد.

لاله های واژگون پس از کنده شدن عمری در حدود یک ساعت دارند وبعد از آن پژمرده شده و از بین می روند.

مشاجره تعدادی از گردشگران با محیط بانان

برای محافظت از این لاله ها از ورود خودرو مسافران و گردشگران به داخل دشت جلوگیری شده بودکه این امرموجب نارضایتی تعدادی از گردشگران شده که این امربرخورد و مشاجره هایی بین گردشگران و محیط بان را پدید آرود.

جلوگیری از ورود خودرو به داخل دشت یکی ازبهترین کارهایی بوده که از سوی منابع طبیعی این استان برای حفاظت لاله ها اجرا شده است.

در سالهای گذشته که ورود خودرو آزاد بوده است، بسیاری از گردشگران لاله ها به دور از چشمان محیط بانان در خودرو خود پنهان می کردند ونابوی بیشتر این دشت را رقم می زدند.

در روز گذشته با وجود محافظتهای محیط بانان و نگبانان منابع طبیعی، تعداد بسیار زیادی از لالهای واژگون توسط گردشگرانی که کوچکترین ارزشی برای این لاله ها به حساب نمی آورند کنده شده و دشت را به تخریب و نابودی نزدیکتر کردند.

مشاهده لاله پژمرده در کنارجاده ها و در خودروهها از نمونه نامهربانیهای گردشگران این منطقه در روز جمعه بوده است.

فعال محیط زیست و منابع طبیعی در گفتگو با خبرنگار مهر در این خصوص اظهار داشت: برنامه حفاظتی این دشت در سالهای گذشته با رویکرد مرتعی مطرح بوده اما حفاظت در سال جدید با کاربری جدید مطرح شده است که این مهم در حفاظت دشت نقش به سزایی ایفا می کند.

وی با اشاره به کاربری جدید، عنوان کرد: ارائه برنامه جدید وبرنامه ریزیها توسط دولت و متولیان باید در این حوزه باشد.

خاکپور ادامه داد: برنامه ها باید به عنوان یک ظرفیت بر اساس کاربری جدید مطرح شود و در کمیته گردشگری با حضور و مشارکت سازمانهای محیط زیست، منابع طبیعی، میراث فرهنگی و فرمانداری کوهرنگ بیان و تصمیات لازم و اصولی برای حفاظت از دشت و توسعه این منطقه گرفته شود.

این فعال منابع طبیعی ادامه داد: متولی اصلی محافظت این منطقه نیز باید مشخص شود.

وی اذعان داشت: ترویج فرهنگ استفاده از دشت، فرهنگ سازی، استفاده از رسانه ها و ... از نکاتی است که باید به آنها توجه خاص داشته باشیم.

وی ادامه داد: ورود رسانه ملی دراین خصوص ضرورت دارد و می توان در این خصوص نقش موثر داشته باشد.

خاکپورگفت: موضوع دامداران و بهره برداران باید ساماندهی شود و ورود دام به منطقه تعین تکلیف شود.

وی یادآور شد: احداث زیر ساختها مانند پارکینگ و وسایل عمومی در گامهای بعدی باید مورد توجه قرار گیرد.

این کارشناس منابع طبیعی بیان داشت: برای آفات و بیماریهای این دشت نیز فکر جدی شود.

سیزده‌به‌در ...

http://iranmatlab.ir/files/fa/news/1392/12/25/98475_616.jpg

سیزده‌به‌در سیزدهمین روز فروردین ماه و از جشن‌های نوروزی است. در تقویم‌های رسمی ایران این روز روز طبیعت نامگذاری شده‌است و از تعطیلات رسمی است. برخی بر این باورند در این روز باید برای راندن نحسی از خانه بیرون روند و نحسی را در طبیعت به در کنند. اما برای اثبات اینکه ایرانیان قدیم هم این دیدگاه را داشتند هیچ روایت تاریخی و قابل استنادی وجود ندارد.

بعد از سیزده به در، جشن‌های نوروزی پایان می‌پذیرد.

باورهای مردم  

هیچ سندی وجود ندارد که مردمان نسل‌های پیشین از نحسی سیزده سخن گفته باشند، شاید از آنجایی که دربارهٔ این روز آگاهی کمتری وجود داشته در یکی دو قرن اخیر شاید بدلیل اینکه عدد ۱۳ در بعضی ادیان و فرهنگها نحس دانسته می‌شود در ایران نیز این بدعت یا علت بی پایه و اساس را به سیزده بدر اضافه کردهاند. در نیم قرن گذشته که سیزده بدر جایگاه همگانی در ایران پیدا کرده است این پدیده نیز مانند هر پدیده فرهنگی دیگر دوستان و دشمنانی دارد که هر دو گروه بیکار ننشسته و به دنبال دلیل‌های توجیهی و دادن پاسخ پرداخته‌اند مخالفان این جشن را به رویداد تاریخی وافسانه گونه‌ای بنام پور یم می‌دهند. اما موافقان دو گروه هستند گروه اول آنهایی که بدنبال علت تاریخی برای آن هستند و می گویند شاید به روز عید شم النسیم مصری‌ها و روز عبور و نجات موسی از رود نیل ارتباط داشته باشد اما گروه دوم می گویند این حادثه هیچ ارتباطی با رویدادهاو حوادث تاریخی ندارد و صرفاً روزی است که در اکثر نقاط ایران بعد از چند روز دید و بازدیدهای نوروزی باید کشت و کار کشاورزان شروع می شده و لذا روز سیزده و یا شیشک اول باید همه به مزارع و کشت و زارها می‌رفتند و کار را شروع می‌کردند این در واقع جشن کاشت است. حداقل در خراسان چنین فلسفه‌ای وجود داشته است. امروزه نیز که مردم شاغل در رشته‌های کشاورزی نیستند، با رفتن به دامان طبیعت به تفریح و سرگرمی می‌پردازند و جشن‌های نوروزی را به طور رسمی پایان می‌دهند. مشابهه سیزده بدر در فرهنگ مردم شمال آفریقا نیز وجود دارد که شاید ریشه در آیین‌های کهن داشته باشد در مراکشاین مراسم را با تقویم قمری و روز عاشورا انجام می‌دهند اما در مصر روز تقریباً همه ساله در نیمه دوم فروردین برگزار می‌شود و روز شم‌النسیم نام دارد. این جشن در مصر فراگیر و همه گانی نیست و روز دقیقی هم نداردبرخلاف ایران که سراسر کشور را بطور گسترده در روز یکسانی در بر می‌گیرد. البته مصری‌ها در سالهای اخیر به شم النسیم اهمیت می‌دهند. ایرانیان مقیم هند سبزه ۱۳ بدر را در رودگنگ و یموناجمنا می‌اندازند.

فلسفه سیزده به در

به طور کلی در میان جشن‌های ایرانی جشن سیزده به در کمی مبهم است، زیرا مبنا و اساس دیگر جشن‌ها را ندارد.  در کتاب‌های تاریخی اشارهٔ مستقیمی به وجود چنین مراسمی نشده‌است اما در منابع کهن اشاره‌هایی به روز سیزدهم فروردین داریم.

گفته می‌شود ایرانیان باستان در آغاز سال نو پس از دوازده روز جشن گرفتن و شادی کردن که به یاد دوازده ماه سال است، روز سیزدهم نوروز را که روز فرخنده ایست به باغ و صحرا می‌رفتند و شادی می‌کردند و در حقیقت با این ترتیب رسمی بودن دورهً نوروز را به پایان میرسانیدند. 

تیر روز

در گاهشماری ایرانی، هر روز ماه، نام ویژه‌ای دارد. به عنوان مثال، روز نخست هر ماه، اورمزد روز و روز سیزدهم هر ماه تیر روز نامیده می‌شود و متعلق به ایزد تیر است. تیر در زبان اوستایی تیشتَریَه خوانده می‌شود، و هم نام تیشتر، ایزد باران می‌باشد.  با توجه به اطلاق گرفتن نام ایزد باران، می‌توان گفت که تیر در نزد ایرانیان باستان نمادی از رحمت الهی بوده است 

تیر در کیش مزدیسنی مقام بلند و داستان شیرین و دلکشی دارد و جشن بزرگ تیر روز از تیر ماه نیز که جشن تیرگان است به نام او می‌باشد. 

دیرینه شناسی سیزده بدر

نگاهی به ریشهٔ اصلی جشن سیزده بدر

و روز طبیعت (سینزده بدر) سنت ایرانیان باستان به مناسبت پیروزی ایزد باران بر دیو خشکسالی اَپوش می‌باشد. و از قبل از اشو زرتشت (۱۸۰۰ قبل از میلاد) مرسوم بوده، چنانچه در کتاب "از نوروز تا نوروز" پژوهش و نگارش آقای کوروش نیکنام (نماینده مجلس زرتشتیان) صفحه ۴۱- و ۴۲ آمده. «سیزدهم روز از ماه فروردین، تیر یا تِشتَر نام دارد. ایزد تیر یا تشترکه در اوستا، یَشتی هم به نام آن وجود دارد ایزد باران است و در باور پیشینیان پیش از آشو زرتشت برای این که ایزد باران در سال جدید پیروز شود و دیو خشکسالی نابود گردد باید مردمان در نیایش روز تیر ایزد از این ایزد یاد کنند و از او در خواست باریدن باران نمایند. در ایران باستان پس از برگزاری مراسم نوروزی سیزدهم که به ایزد باران تعلق داشت مردم به دشت و صحرا و کنار جویبارها می‌فتند و به شادی و پایکوبی می‌پرداختند و آرزوی بارش باران را از خداوند می‌نمودند. اکنون هم رزتشتیان از بامداد روز تِشتَر ایزد و فروردین ماه، سفره نوروزی را بر می‌چینند، خوردنی‌ها و مقداری آجیل و شیرینی‌های باقی‌مانده در سفره نوروز را با خود به طبیعت می‌برند، و شِشه سبزه‌های موجود در سفره را با خود برمی‌دارند و به دشت و صحرا و کنار چشمه‌ها یا آب‌های روان می‌روند. سبزهٔ خود را در کنار جویبارها به آب روان می‌سپارند و آرزو می‌کنند که سالی پربرکت و خرم داشته باشند. تا پسین آن روز را بیرون از خانه هستند و در طبیعت و میان سبزه و صحرا به شادمانی می‌پردازند. (توضیح: در اسطوره‌های ایرانی، ایزد باران همواره بصورت اسبی با دیو خشکسالی که دیواپوش نام دارد در جنگ و مبارزه است و اگر تیر ایزد پیروز شود، باران می‌بارد و چشمه‌ها می‌جوشند و رودها روان می‌گردند و سرسبزی را به ارمغان می‌آورند.) برگرفته از:کتاب از نوروز تا نوروز پژوهش و نگارش: کورش نیکنام انتشارات فروهر ۱۳۷۹ صفحهٔ ۴۱-۴۲» 

نظریه‌هایی پیرامون نحوست سیزده

تا کنون هیچ دانشمندی ذکر نکرده که سیزده نوروز نحس است بلکه قریب به اتفاق روز سیزده نوروز را بسیار سعد و فرخنده دانسته‌اند. برای مثال در آثار الباقیه ابوریحان بیرونی، جدولی برای سعد و نحس بودن روز ها قرار دارد که در آن برای سیزدهم نوروز که تیر روز نام دارد، کلمهٔ سعد به معنی نیک و فرخنده آمده‌است.  بعد از اسلام چون سیزدهم تمام ماه‌ها را نحس می‌دانند، به اشتباه سیزدهم عید نوروز نحس شمرده شد. 

ارتباط با مسیحیت

برخی از محققان عقیده دارند که عقیده به نحوست عدد سیزده اثری است که از ارتباط و مجاورت با عالم مسیحیت به زرتشتیان و بعد از آنان مسلمانان انتقال یافته‌است. اصل این عقیده به این صورت است که یهودای اسخر یوطی یکی از دوازده حواری مسیح نقشه کشید تا وی را تسلیم مخالفانش کند و قرار گذاشت تا وقتی وارد محفل مسیح شود، او را ببوسد تا دشمنان او بتوانند تشخیص دهند که کدامیک از افراد حاضر در محفل مسیح است. بدین ترتیب مسیح دستگیر شد و چون یهودای اسخر یوطی سیزدهمین فردی بود که به جرگه مسیح و یازده شاگرد دیگرش در آمد و شمارهٔ آنان به سیزده رسید مسیح گرفتار و محاکمه و مصلوب شد. عیسویان بدین علت عدد سیزده را شوم می‌دانند.

بررسی علمی انطباق پوریم و سیزدهم فروردین

براساس تقویم یهود واقعهٔ پوریم در ۱۳ اَدار سال ۳۴۰۵ عبری معادل با ۲۵ فوریه ۳۵۵ قبل از میلاد و ۶ اسفند سال ۹۷۷ قبل از هجری شمسی، اتقاق افتاده که با تاریخ ۱۳ فروردین آنزمان دقیقاً ۳۷ روز اختلاف وجود دارد. البته با توجه سالهای کبیسه عبری احتمال اینکه در بعضی سالهای دیگر، این دو کمی به هم نزدیکتر یا دورتر شوندهست اما در طول تاریخ، "این دو واقعه هیچگاه برهم منطبق نمی‌شوند". واصولا پوریم یک عید زمستانی است تا بهاری.

واژه سیزده به در

مشهور است که واژهٔ سیزده به در به معنای «در کردن نحسی سیزده» است. اما وقتی به معانی واژه‌ها نگاه کنیم برداشت دیگری از این واژه می‌توان داشت. «در» به جای «دره و دشت» می‌تواند جایگزین شود. به عنوان مثال علامه دهخدا، واژه «در و دشت» را مخفف «دره و دشت» می داند. 

چو هر دو سپاه‌اند آمد ز جای
تو گفتی که دارد در و دشت پای 

یکی از معانی واژه «به»، «طرف و سوی» می‌باشد. مانند اینکه می گوییم «به فروشگاه».

پس با نگاهی کلی می‌توان گفت واژه «سیزده به در» به معنای «سیزدهم به سوی در و دشت شدن» می‌باشد که همان معنی بیرون رفتن و در دامان طبیعت سر کردن را می‌دهد.

پیشینه

در کتاب‌های تاریخی پیش از قاجار اشارهٔ مستقیم و دقیقی به وجود چنین مراسمی نشده‌است اما مهرداد بهار در کتاب «از اسطوره تا تاریخ» خود اشاره‌ای کوتاه به جشن و پایکوبی مردم در اماکن عمومی و حتی بی‌روپوش و روبنده در خیابان آمدن زنان در دوران صفوی می‌کند که این موضوع نزدیک به آیین‌های سیزده به در می‌باشد.

دورهٔ قاجار

عبدالله مستوفی در کتاب شرح زندگانی من چگونگی انجام این مراسم در دورهٔ قاجار را با جزئیات شرح داده‌است. ادوارد یاکوب پولاک هم درباره مراسم سیزده‌به‌در چنین می‌نویسد:

سرانجام روز سیزدهم، یعنی آخرین روز عید فرا می‌رسد. مطابق با یک رسم کهن گویا تمام خانه‌ها در چنین روزی معروض خطر ویرانی هستند. به همین دلیل همه از دروازهٔ شهر خارج می‌شوند و به باغ‌ها روی می‌آورند.

 

آیین‌های سیزده‌به در

این رویداد دارای آیین‌های ویژه‌ای است که در درازای تاریخ پدید آمده و اندک اندک چهره سنت به خود گرفته است. از آن جمله می‌توان آیین‌های زیر را برشمرد.

سبزه گره زدن

یکی از آیین‌های این روز سبزه گره زدن است که بیش‌تر جوانان در این روز این کار را انجام می‌دهند. گره زدن سبزه به معنای گره زدن زندگی با طبیعت است که هیمشه سبز و شاداب باقی بمانیم

فلسفه سبزه گره زدن

افسانهٔ آفرینش در ایران و مسألهٔ نخستین بشر و نخستین شاه و دانستن روایاتی دربارهٔ کیومرث حائز اهمیت زیادی است. در اوستا چندین بار از کیومرث سخن به میان آمده و او را اولین پادشاه و نیز نخستین بشر نامیده است. گفته‌های حمزه اصفهانی در کتاب سنی ملوک الارض و الانبیا صفحات ۲۹ -۲۳ و گفته‌های آثار الباقیه بر پایهٔ همان آگاهی است که در منابع پهلوی وجود دارد. مشیه و مشیانه که دختر و پسر دوقلوی کیومرث بودند، روز سیزدهم فروردین برای اولین بار در جهان با هم ازدواج نمودند. در آن زمان چون عقد و نکاحی شناخته شده نبود آن دو به وسیلهٔ گره زدن دو شاخهٔ مورد، پایهٔ ازدواج خود را بنا نهادند و چون ایرانیان باستان از این راز بخوبی آگاهی داشتند، آن مراسم را - بویژه دختران و پسران دم بخت - انجام می‌دادند و امروز هم دختران و پسران برای بستن پیمان زناشویی نیت می‌کنند و علف گره می‌زنند. در مناطق کردنشین در پایان روز سیزده بدر 13عدد سنگ رابه پشت سر پرتاب میکنند بدین معنا که آرزو می کنند که بلایا و نواحس از شخص دور شود و به ازای هر سنگ یک آرزوی نیک می کنند.

چهارده‌به‌در

چهارده‌به‌در اصطلاحی است که به جای سیزده‌به‌در در مواردی به کار می‌رود و منظور آن گشت و گذار در طبیعت در روز ۱۴ فروردین است. برخی اهالی خرم‌آباد به جای سیزدهم فروردین، روز چهاردهم را به تفریح در طبیعت اختصاص می‌دهند آنها ۱۳ فروردین را در خانه می‌مانند و آن را سیزده غریب می‌نامند. این به این مفهوم است که در این روز مردم غیر بومی خرم آباد برای تفریح بیرون می‌روند و خود خرم آبادی‌ها یک روز بعد به دامن طبیعت می‌روند.


شیر زنی از روستای چهراز در گذشت...

بمناسبت در گذشت شیر زنی از ایل بختیاری در روستای چهراز زنده یاد بی بی جان آفروز مرادیان چهرازی   روحش شاد و یادش گرامی . 

در گرماگرم اغاز بهار طبیعت خبر بسیار ناگوار و مصیبت غم انگیز درگذشت شیر زنی از خطه بختیاری در روستای جغدان ما را بر اجاق سردی نشاند که اکنون چون لاله ها داغ به دل مانده ایم.شیر زنی که به روش مادران خود خود تلاشش حل مشکلات هم تباران و هم دردی با خواهران خود بود.با رفتن خود بهارمان را خزان و دلهایمان را خون نمود. تا کی بنشینیم تا شیر زنی چون ایشان از راه برسد و گرد غم از رخمان بزداید و آیین مهربانی را تازه تر کند....

(( انا لله و انا الیه راجعون ))

در اینجا لازم است از طریق این رسانه این مصیبت دردناک را خدمت خانواده آن عزیز و دیگر بستگان  تسلیت گفته و آرزوی مغفرت و آمرزش برای مرحوم و صبر جزیل برای بستگان وی از درگاه خداوند متعال مسئلت نماییم

((روحش شاد و یادش گرامی باد))



منطقه حفاظت شده چهراز-سبزکوه

نام انگلیسی :  Sabz Kouh protected area    

نام فارسی :  منطقه حفاظت شده چهراز- سبزکوه

 

موقعیت جغرافیایی

منطقه حفاظت شده سبزكوه در استان چهارمحال و بختياري، N3145  E5054 واقع شده و مساحت آن 54291 هكتار است.
پوشش گياهي: بلوط، گلخونك، ‌پسته وحشي، آلبالوي وحشي،‌ ارس، ‌بادام وحشي،‌ ارژن، زالزالك، ‌گرامينه، ‌لگومينوز
پستانداران: كل و بز، ‌قوچ و ميش، ‌پلنگ،‌ خرس قهوه اي،‌ خوك وحشي،‌ تشي،‌ خرگوش، ‌گرگ، شغال
پرندگان: كبك دري، تيهو، پرندگان شكاري

 

منطقه حفاظت شده سبز کوه قبل از سال ۱۳۶۵ به صورت منطقه آزاد مورد حفاظت قرار می گرفت ولی از سال ۱۳۶۵ با بررسی و مطالعات انجام شده و به دلیل دارا بودن پتانسیل های غنی گیاهی و جانوری و توپوگرافی ویژه به صورت منطقه شکار ممنوع تحت حفاظت قرار گرفت. پس از آن در سال ۱۳۶۹ و حفاظت موثر به صورت منطقه حفاظت شده به تصویب شورای عالی حفاظت محیط زیست رسید و در سال ۱۳۷۰ عملا با این نام مورد حفاظت قرار گرفت.

منطقه حفاظت شده سبز کوه با وسعت ۵۶۳۰۸ هکتار در فاصله ۱۵۰ کیلومتری از مرکز استان چهارمحال و بختیاری و ۳۰ کیلو متری شهر لردگان قرار دارد. این منطقه در شهرستان های بروجن، لردگان و کیار قرار دارد. بلند ترین ارتفاع منطقه مربوط به کوه هزار دره با ارتفاع ۳۸۷۰ متر و کمترین  ارتفاع ۱۱۲۰ متر از سطح دریا می باشد.

منطقه سبز کوه از نظر استقرار در اقلیم لردگان قرار دارد که این اقلیم دارای آب و هوایی نیمه مرطوب با تابستان های گرم و خشک و زمستان های سرد و همین طور میانگین بارش سالانه آن ۸۰۰-۴۰۰ میلی متر و میانگین دمای سالانه ۲/۱۴ درجه سانتی گراد می باشد و ارتفاعات سرد برفگیری را دارا می باشد.

رودخانه ونک که از پیوستن رودخانه کره بس تشکیل و از داخل منطقه عبور می کند تنها رودخانه منطقه می باشد. علاوه بر آن دو چشمه بزرگ با دبی قابل توجه همچون چشمه تنگ زندان معروف به آبشار تنگ زندان و چشمه آب سفید نیز تغذیه کننده این رودخانه می باشد. جدای از این موارد چشمه های دیگری در گوشه و کنار منطقه یافت می شود که نقش مهمی در تامین آب وحوش منطقه عهده دار هستند از جمله این چشمه ها به چشمه دره باقر، چشمه تنگ مومنائی، اشگفت یارویس، بر آفتاب، فاریاب، چشمه بنه دو، چشمه چال رو، نعل اشکنان، گردو تنگ محمد حسن، گوراب، بزدانی، خاردان، تنگ دیوان، آبیدی، سر پل، آب گوگردی، دور.ک، تنگ معدن، چشمه گچ، تنگ لاغر، پرموسیری، بنی یو، دره خشک (لاچنداری) ،شیخ احمد، چشمه زیر کمر، موسی خان، چشمه خان، چشمه غار و دهها چشمه دیگر می توان اشاره کرد.

به دلیل وجود تعدادی روستا و همچنین حضور عشایر در منطقه و به علت دسترسی به این محل ها، وجود راههای دسترسی آسفالته و خاکی در منطقه اجتناب ناپذیر می شود. به همین دلیل دسترسی به منطقه از طریق جاده آسفالته و خاکی پاسگاه برجوئی، از طریق جاده خاکی سر پیر، از طریق جاده آسفالته بروجن به لردگان، جاده آسفالته لردگان به معدن و معدن به دورک و جاده آسفالته حیدرآباد از طریق شهر ناغان و جاده خاکی وستگان از طریق روستای وستگان و جاده خاکی تنگ زندان جاده خاکی حیدر آباد به دم آب و تنگ لاغر و جاده خاکی روستای چاه گاه مسیر خواهد بود.


موقعیت جغرافیایی

منطقه حفاظت شده سبز کوه بین شهرستانهای بروجن ،لردگان و اردل واقع شده است که در سال 1365 منطقه شکار ممنوع و در سال 1369 منطقه حفاظت شده اعلام شد.منطقه مذکور در 135 کیلومتری شهرکرد واقع شده است.سیمای طبیعی منطقه کاملا کوهستانی است.حداکثر ارتفاع آن 3870 متر از سطح دریا و دارای دره های عمیق ، آبشارهای متعدد و آب و هوای متعدد و آب وهوای متنوع می باشد.



پوشش گیاهی
منطقه حفاظت شده سبز کوه منطقه ای است کوهستانی از سلسله جبال زاگرس که بسیار ناهموار بوده و مراتع آن بیشتر در بخش های مرتفع منطقه قرار دارند. بالغ بر ۲۷۲ گونه گیاهی از ۵۰ خانواده و ۱۷۴ جنس در منطقه شناسائی شده است که به واسطه شرایط توپوگرافی پوشش منطقه به قسمت های مختلف تقسیم بندی می گردد:

- گیاهان مربوط به اراضی صخره ای که معمولا فاقد پوشش گیاهی است ولی در قسمتهائی از آن به طور پراکنده گونه هائی از Astragalus و daphne mucronata  دیده میشود.

- گیاهان مربوط به اراضی کوهستانی که با خاک های کم عمق، شیب تند و ارتفاع زیاد به همراه سرمای طولانی می باشد و گونه هایی چون گون گزی، گون کتیرایی و گندمیان چند ساله را شامل می شود.

- گیاهان اراضی دامنه ای و کوهپایه ای که گیاهانی چون
زالزالک، بادام، گوش بره، ارس، کیکم ، گون، دافنه شن

-گیاهان مربوط به اراضی تپه ای و واریزه ای با گونه های غالب Cirsium bractosum-noaea mucronata – bromus tomentellus

- گیاهان مربوط به اراضی جنگلی که از جنگل بلوط پوشیده شده است و گونه غالب آن  Olea europaea – Pistacia khinjuck –Quercus   branti می باشد.

 



گونه های جانوری
پوشش گیاهی متنوع منطقه حفاظت شده سبز کوه: به نوبه خود زیستگاههای مختلفی را برای انواع جانوران وحشی در کنار توپوگرافی، اقلیم و منابع آبی فراهم ساخته که حدود ۲۴ گونه پستاندار، ۲۱ گونه خزنده، ۴ گونه دوزیست و ۱۲ گونه ماهی را در خود جای داده است.  این در حالی است که تعداد این گونه ها از این میزان هم بیشتر است که با توجه به شرایط سخت طبیعی منطقه تنها گونه های برجسته قابل شناسایی بوده است.

گونه هایی چون: انواع چکاوک، انواع گنجشک ها، کل و بز، پلنگ، گربه وحشی، جغد کوچک، کفتار، هدهد، راسو، کبوتر چاهی، رودک، کبوتر کوهپایه ای، خرس قهوه ای، کبک، سنجاب ایرانی، کبک دری، روباه، تیهو، شغال، دلیجه، پایکا، عقاب طلائی، خفاش ها، جی جاق، تشی، سارگپه، شنگ، کلاغ ابلق، خارپشت، زاغی، گراز، کلاغ نوک قرمز، خرگوش، کلاغ نوک زرد، گرگ، مار جعفری، مار پلنگی، انواع مارمولک، انواع لاک پشت، مار قیطانی، شترمار، افعی، تیر مار در منطقه حفاظت شده سبز کوه زیست می کنند.

 



اهمیت منطقه از لحاظ گردشگری
این منطق به دلیل شرایط تقریبا طبیعی خود و برخورداری از تنوع زیستگاهی جانوری و گیاهیفدارای ارزشهای پزو هشی زیاددر زمسنه های مختلف و دارای ارزشهای اقتصادی زیاد از دیدگاه گردشگری است

از نقاط دیدنی و گردشگری این منطقه می توان به چشمه تنگ زیدان و آبشار آن با ارتفاع بیش از یکصد متر ،روستای دورک شاپوری ،باغات انبوه انار،روستا و امامزاده سرپیر فرود خانه های دوپلان و کره بس و نیز محل تلاقی این دو رودخانه در نزدیکی روستای معدن اشاره کرد

ضمنا آبشار دره عشق با ارتفاع بیش از یکصد متر که بین روستاهای دورک شاپوری و دره عشق در مرز دو منطقه حفاظت شده سبزکوه و جنگلی هلن واقع شده است . به اعتقاد بسیاری از گردشگران این آبشار و چشم انداز آن یکی از زیبا ترین جاذبه های طبیعی ایران می باشد
.

 

منطقه حفاظت شده سبزکوه منطقه‌ای کوهستانی است و به لحاظ تغییرات ارتفاعی زیاد در این منطقه مناظر زیبا و چشم‌اندازهای بدیعی را بوجود آورده است. چشم‌اندازهای بدیع و بکر از کوهستانهای پرشیب و صخره‌ای و رخنمون‌های سنگی، مراتع و جنگلهای با تراکم مختلف و مناظر آبی موجود در منطقه، چشم هر بیننده‌ای را خیره می‌کند و آرامش را برای بازدیدکنندگان و علاقمندان به طبیعت به ارمغان مــی‌آورد. بعلت کوهستانی بودن منطقه آبشارها و غارهای متعددی در این منطقه بوجود آمده است. آبشارهای متعددی که هم ارتفاع قابل توجهی دارند و هم آب قابل توجهی از آنها سرازیر می‌شود مانند: آبشار قزل و یا آبشار کردی سبزکوه که مسیر این آبشار از طریق کره‌بس است. ارتفاع آن بسیار بلند و منظره آن بسیار دیدنی و جالب است. آبشار دره عشق هرچند در منطقه هلن واقع گردیده است لیکن به دلیل همجواری آن با منطقه سبزکوه از ویژگی خاص برخوردار است چرا که محل استقرار و بازدید از این محل در منطقه سبز کوه قراردارد و ارتفاع آن به حدود بیش از ۱۰۰ متر می‌رسد، از دل کوه با سرعت زیادی بیرون می‌جهد. نکته جالب توجه این است که آب این آبشار مانند آبشارهای دیگر خارج نمی‌شود بلکه از دل کوه مانند چاهی بیرون می‌جهد. این آبشار بین دو روستای دره عشق و دورک شاهپوری معروف به دورک اناری قرار دارد. اطراف آن باغهای انار وجود دارد و محیط زیبایی را بوجود آورده است.

آبشار تنگ زندان: این آبشار نیز با ارتفاعی بیش از صد متر در ارتفاعات هزار دره واقع است. دسترسی به این آبشار بسیار زیبا تنها برای افراد آشنا با فنون کوهنوردی و صخره نوردی میسر است که هیجان بازدید آن را دو چندان می کند.

رودخانه نمک: این رودخانه فصلی با برخورداری از املاح بالا در طول مسیر چند کیلومتری خود حاشیه ای سفید از املاح نمک را در اطراف خود به جای می گذارد که گاهی به تشکیل توده های بزرگی از نمک به اشکال بسیار زیبا و شبیه مرجان های دریایی می انجامد. مردم محلی از این املاح در پخت و پز خود استفاده کرده و آن را دارای خواص درمانی می دانند. رودخانة نمک در مسیر روستای معدن از سمت ارمند قرار دارد.

رودخانه کره بس: که با برخورداری از آب فراوان در طول منطقه سبزکوه جریان دارد، در طی مسیر خود مناظری بدیع و دیدنی به وجود می آورد و از جمله مناظر مهم منطقه که می تواند محور اصلی جذب بازدید کننده قرار گیرد محسوب می شود.

جنگلهای بلوط: این جنگلها که بسته به میزان بهره برداری صورت گرفته از آنها از تراکم متفاوتی برخوردارند، تقریبا در بیش از ۱۵ درصد اراضی منطقه سبزکوه قابل روئیت می باشند. جنگلهای پراکنده واقع در حاشیه رودخانه کره بس از روستای معدن تا دورک از جمله زیباترین چشم اندازهای منطقه سبزکوه به شمار می آیند. جنگلهای بلوط حاشیه جاده آلونی، چاه گاه، آب چنار، ارمند واقع در مرز منطقه نیز سیمای جنگلی زاگرس را به نمایش می گذارند.

جنگلهای توام بنه و ارس: در بخش کوچکی از حاشیه شمالی منطقه در ضلع شمالی جاده خاکی چهارطاق تا حیدرآباد جنگل هایی از ارس و بنه به صورت پراکنده خود نمایی می کند که به علت قرق بودن به واسطه طرح جنگلداری چهارطاق زیر نظر اداره منابع طبیعی از پوشش خوبی برخوردار بوده و منـاظری فوق العاده که هر رهگذری را به تحسین خالق آن وا می دارد را ارائه می دهد.

خوشبختانه در داخل منطقه هیچگونه شهر و یا روستایی وجود ندارد ولی در اطراف منطقه و در حاشیه آن روستاهایی وجود دارد که منطقه از آن متاثر خواهد شد. از جمله این روستاها دورک، دره عشق، دره یاس، دره بید، آبشاران علیا، آبشاران سفلی، برنجگان، معدن، فارسون، جغد، دشتیه، دم آب،  حیدر آباد ، فرخور، چهار طاق، وستگان، چهراز  ، جغدان، مرادان، کلاموئی، چاگاه، آب چنار، ارمند بالا و ارمند پائین را می توان نام برد که تعدادی از آنها همجوار منطقه بوده و تعدادی دیگر با فاصله از منطقه قرار دارند.

حفاظت فیزیکی منطقه به واسطه حضور شبانه روزی مامورین محیط بان در منطقه با سه پاسگاه محیط بانی برجوئی، معدن و چهارطاق صورت می پذیرد.


منطقه حفاظت شده چهراز-سبزکوه


منطقه حفاظت شده چهراز- سبزکوه


منطقه حفاظت شده چهراز- سبزکوه


منطقه حفاظت شده چهراز- سبزکوه
عکس شکار بز کوهی در یزد

عکس شکار بز کوهی در یزد

استاد مسعود بختیاری

بهمن علاءالدین (متخلص به مسعودبختیاری) 1319 " در شهرستان" مسجدسلیمان"و در خانواده ای پرجمعیت، سنتی و با فرهنگ از تیره " زیلایی" درطایفه"بهداروند" از ایل" هفت لنگ " بختیاری متولد شد.

    پدر وی "میرزا محمد کریم" ،مردی صاحب سواد وفرهنگ، مومن و متدین، روشن ضمیر و نیکو سرشت بود که به ادامه تحصیل و آموزش فرزندان خود بسیار علاقمند بود و مادرش "حاجیه لیمو خانم" زنی پاکدامن و مادری مهربان بود که از صدایی خوب و سیرتی نیکو برخوردار و در تادیب و تربیت فرزندان خود بسیار کوشا و مراقب بود.

چوب بازی

چوب بازی یا ترکه بازی از بازی های رزمی ، سنتی و قدیمی و رایج لرها است. که بیشتر در بین لرهای بختیاری ، یاسوجی ها ، ممسنی هاو بعضا روستاییان و عشایر لرستان متداول و مرسوم است و غالبا در مراسم عروسی و همراه با رقص و پایکوبی اجرا می گردد.

تعداد بازیکنان چوب بازی دو نفر است و ابزار بازی شامل دو چوب یکی به طول تقریبی یک و نیم متر ( درک)و چوب دیگر کمی کوتاهتر از آنست(ترکه) . در شروع کار توشمال با زدن ساز مردان را به بازی چوب بازی فرا می خواند. دو نفر بازی را شروع می کنند و افراد زیادی به دور چوب بازها حلقه می زنند و تماشا می کنند.یکی از بازیکنان درک و نفر دیگر ترکه را بدست گرفته و مقابل یکدیگر به حمله و دفاع می پردازند . بازیکنان سعی می کنند هنگام بازی با آهنگ ساز و دهل نیز برقصند ، فردی که ترکه را بدست دارد باید به دارنده درک حمله نماید و قبل از وارد نمودن ضربه به چوب وی ابتدا چند دور می رقصد و ناگهان به دارنده چوب بلند یورش می برد . دارنده چوب بلند نیز باید از خود دفاع نماید . حمله کننده هنگام یورش با صدای بلند فریاد می زند و سعی دارد با این کار روحیه حریف را تضعیف نماید . چوب باز باید با چرخاندن چوب و نعره کشیدن و تهدید حریف و فریب حریف چوب بازی کند.

غزلی باگویش بختیاری

- نیلوفر منصوری ,هُمدُرُنگ  ,داوود تیام ,نرگس  منصوری,پریا د,تی به ره تو,افسانه اسدی,مریم بختیاری,تیه کال بویراحمدی,فرو ک,اناهید قرن,رضا     ,ریحون ,مرضیه  یوتاب     ,بی بی شاه حسینی ,سعید  محمدی, تیه کال بختیار زاده,گدار غریب ایل بختیاری,آریوبرزن حاجی پور     ,




غزلی
با گویش بختیاری


______________________________________



خالِ سَوزِت مِنِه ری کَوگِ به کُهسار ایزَنِه
پَـلِ پیت داده و بَفـتِـت مُنِـه چی مـار ایزَنِه

خَـوَرِت هِـد کــه تــو چَنـتــا دِلِ از رَه بُردی
اشــرفــی بَسـتِـنِ دَورِ لَـچَـکِـت جــــار ایزَنِه

خالَکِ نُفتِ قَشَنگِ تُنِه هر کی که نی یَشت
مَــر تَــرِه زِس بِگُرُوسِه , که بـه کیوار ایزَنِه

قــومِ تــاتــار اِبــو تـــار زِ تَــرسِ تـی یَـلِـت
تیِـه کـــالِ تــو چِنِـه , لشگـر تـــاتـــار ایزَنِه

تیــرِ مِـرزِنــگِ تــو از مَــرق چُغــاخور یِه نَظر
کَـل و پــازِن بـــه مِـنِـه زَردِه ی کــلار ایزَنِه

قُش مَیَر دیده که هِی دل ایدَگِه بی خَشخار
مِنِـه سینـه, سیچه چی کُـوگِ گرفتـــار ایزَنِه

هــر کـه چـی مُــو تُنِه یکـبـار بِـوینِـت , درجــا
اینِــه دَسـتِ سَرِ دل تَـکِـه بــه دیفـار ایزَنِه

پُش سَرُم گُد که خدا مَر که زِشهرو وُرگَشت
حَـرفَـل لیـش چِـنِن کـــه مِنــِه اشعــــار ایزَنِه

چوغا

چوقا یا چوخا، بالاپوش مردان روستایی و عشایر بختیاری در غرب ایران است که همواره دارای آستین کوتاه است. این پوشش در بین مردم شهر نشین این قوم نیز در مراسم گوناگون رواج دارد و توسط زنان بختیاری از موی گوسفند بافته می‌شود.


چوقا یا چوخا بالاپوش مردان روستایی و عشایر بختیاری در غرب ایران است که همواره دارای آستین کوتاه است. این پوشش در بین مردم شهر نشین این قوم نیز در مراسم گوناگون رواج دارد و توسط زنان بختیاری از موی گوسفند بافته می‌شود.

چوقا نه پوششی سفید است و نه سیاه، بلکه پوششی است با دو رنگ سیاه و سفید. معمولاً بلندیِ چوقا باید به حدی باشد که تا زیر زانو برسد. نقشِ چوقا همواره دارای شکلی ثابت است و در آن خطوط سیاه به صورت عمودی وارد خطوط سفید می‌شوند. درباره چراییِ نگاره این بالاپوش چند نظریه وجود دارد اما هنوز پیشنهاد همه پسندی درباره خاستگاه یا مضمون این نقش از سوی صاحب نظران انجام نشده‌است. ترکیب رنگ‌های دیگر چوقا کرم – آبی، کرم – سرمه‌ای و یا کرم – قهوه‌ای است. آستین کوتاه چوقا بیشتر حالت نمایشی دارد.

مقدمه وآشنایی با فرهنگ بختیاری

بَختیاری نام یکی از قوم‌های بزرگ لر ایران معروف به لر بزرگ است که در زاگرس میانی سکونت دارند. لر کوچک نیز نقریباً ساکنین لرستان و ایلام امروزی هستند. برای نخستین بار حمدلله مستوفی در شمارش طوایف لر بزرگ از بختیاری نام برده است طایفه‌ای که ظاهراً بعدها قدرت و شوکت بیشتری یافته و سرانجام اکثر منطقه لر بزرگ با همان نام بختیاری شناخته شده است...

در روزگار صفوی نام بختیاری از واژهٔ بختیاروند که یکی از طایفه‌های مهم این منطقه بود بر روی لر بزرگ نهاده شد. با این حال منابع تاریخی در اوایل سده‌ی هشتم نام بختیاری را متذکر شده‌اند.[۱]

در اوایل پادشاهی فتح‌علی‌شاه قاجار، بختیاری جزء خاک فارس بود و رود کارون جداکنندهٔ فارس و عراق عجم به‌شمار می‌آمد. از سال ۱۲۵۲ قمری بختیاری گاهی جزء فارس و گاهی جزء حکومت خوزستان بود.[۲]

بختیاری‌ها در طول تاریخ منطقه همواره حضور سیاسی، نظامی و اقتصادی موثری داشته‌اند، به‌ویژه حضور ایشان در انقلاب مشروطه بسیار برجستگی دارد. نخستین کسی که تلاش در مستند کردن تاریخ بختیاری‌ها کرد و در مورد آنان کتاب نوشت سردار اسعد بختیاری است که در کتاب تاریخ بختیاری به شمه‌ای از گذشته بختیاری‌ها و سایر لرها اشاره کرده است . از نظریاتی که درباره نام بختیاری وجود دارد این‌است که بختیاری‌ها همان باختری ها یا ساکنانِ زاگرسِ باختری هستند. بختیاری‌ها دودمان اتابکان لر (هزار اسفیان) را تشکیل دادند که مرکز آن ایذه بود.

زیستگاه

بختیاری‌ها در استان‌های چهارمحال و بختیاری شامل محل‌های لار که از سورشجان(سروشگان) شروع و تا سودِجان ادامه دارد ومتعلق به طوایف بهداروند و مُنجِزی باب و طوایفِ راکی و همچنین دیگر عشایر بختیاری و منطقه میزدج(مکان ایزدجی ها)از منطقه جونقان کنونی شروع و تا کوهرنگ ادامه دارد و هم اکنون هم کوهرنگ جداشده است و منهای طایفه فروزنده و امانی ها که ترکِ بلوردی هستند دیگر طایفه های سکنه جونقان، بختیاری هستند و فارسانی‌ها که بیشترِ مهاجرت‌های صورت گرفته در آن از منطقه شیراز بوده است. دیگر طوایف سهید و دینارونی باب و بابادی و... هستند واما نام کیار را از کوه کلار از ایل دورَکی گرفته شده واز دستنا شروع و تا گهرو ادامه دارد تا منطقه سیبک که گویش و آداب آن‌ها بختیاری است و همچنین منطقه گندمان از گلوگرد شروع و تا دوراهان پایان می یابد و منهای طوایف کمی از شهر بلداجی (که قشقائی هستند و اصالتاً بختیاری می باشند اما در حال حاضر به زبان ترکی صحبت می کنند).اما خارج از محل‌های بختیاری شامل شهرکرد، فرخشهر تا منطقه سامان با اینکه اصالتاً بختیاری نیستند و بیشتر از مناطق باختری به آنجا کوچیده اند اما امروزه در قلمرو جغرافیایی بختیاری و بخشی از تاریخ و هویت بختیاری محسوب می‌گردند. همچنین این پراکندگی در قسمت بزرگی از خوزستان شامل مسجد سلیمان، ایذه و بخش هایی از اهواز تا هندیجان و ماهشهر و قسمت‌هایی از اصفهان (داران و فریدون شهر تا مرز گلپایگان و خوانسار و زرین شهر) و همچنین قسمتی از لرستان که بیشتر شامل شهرستان‌های الیگودرز و ازنا می‌باشد هم انجام شده است.

شهرکرد یا با گویش محلی دهکُرد، مرکز استان چهارمحال و بختیاری و به عبارتی مرکز بختیاریِ سردسیری است. مرکز بختیاری گرمسیری هم ایذه در خوزستان است. با این وجود ساکنین اصلی شهرکرد کرد نبوده واغلب از طایفه‌های گوناگون تشکیل شده است. مانند بنی طالبی‌ها از گیلان غرب و واحد از حبشه و تمدن‌ها و مختاری‌ها که از دراویش یزد بودند و همچنین طوایف نَمدمالان از هندوستان که از عهد اتابکان مهاجرت نموده اند و طوایف نافیان‌ها، عبدللهی‌ها، استکی‌ها، بلالی‌ها از توف-اسپیدِ کوهرنگ، صَفرپورها و... که ریشه در تاریخ قدیم دهکرد دارند، بختیاری‌اند اما کم‌کم با لهجه لِنجانی خوگر شده‌اند و این لهجه شباهت و اشتراکات زیادی با لهجه اصفهانی های امروزی دارد. با نگاهی اجمالی به تاریخ قدیم دهکرد متوجه می شویم افراد خیر ونیکوکار آن از جمله بی‌بی‌گوهر بختیار با وقف زمین مجتمع امام صادق به بی‌سرپرستان و یتیمان وهمچنین زمین بیمارستان کاشانی و ملک استانداری کنونی در شهرکرد از طایفه راکی در هاله‌ای از گمنامی مکتوم مانده است.

 

- زبان بختیاری ها پارسی میانه است و کمتر می توان واژه ای بیگانه از قبیل زبان های عربی و ... را در آن دید . اصیل ترین بختیاری ها زبانی خالی از واژه های عربی دارند و یک پارسی اهل شیراز کاملاٌ زبان آنان را می فهمد. مثلاٌ پیر های این ایل که تمام و کمال لری ( پارسی دری) را سخن می گویند برای تمجید و تعریف می گویند : گفت ندارد ( حرف ندارد ) و کمترین میزان مخلوطی با زبان عربی را دارد . بسیاری از این قبیل واژگان در آن دیده شده است . یا بی ساز ابازه یعنی بدون ساز می رقصد که واژه رقص عربی و بازیدن پارسی است.

- لباس مردان ( چوغا ) دارای خط های سپید و سیاهی است که خط های سپید به بالا و خط های سیاه به پایین می آیند و این نشانه ی برتری سپنتا مینو ( دشمن اهریمن ) بر انگره مینو ( اهریمن ) است . که این پوشاک در عهد هخامنشی رایج بوده است . لباس زنان هم که شامل شلوار قری ؛ مینا یا مینایی و لچک است که با بسیاری از ایل های اصیل ایرانی مشترک است ( چیزی مانند لباس خانم شقایق دهقان در شب های برره ) این لباس اصلی ترین لباس زنان دوران هخامنشی - سلوکیان - اشکانیان و ساسانیان بوده است .

- موسیقی آنان به دوران ساسانیان بر می گردد و شامل سرنا و کرنا و کوس ( طبل ) و سازهای بادی کوچکتر از سرنا و کرنا است . ( طیفه) توشمال که سرپرستی موسیقی را در ایل بر عهده دارند اکنون هم در مجالس عروسی هنرمندی خود را به معرض نمایش می گذارند .

- نام تش ها ( طوایف ) نام هایی پارسی و تا حدودی درباری است برای مثال نام تش :: شهنی :: از واژه :: شیه :: به معنای آوا و صدای اسب گرفته شده که گفته اند روزگاری این اقوام پرورش دهنده اسب بوده و یا بی ارتباط با اسب نبوده اند . اصیل ترین آنان مو هایی حداقل قهوه ای و چشمانی رنگی دارد . قد بلند هم یکی از صفات ظاهری آنان است . مردان آنان بدنی ورزیده و کاری دارند . نام های مرداویج ؛ علی مردان ؛ سخته ؛ کورش و پرویز بین مردان رایج است . پژوهشگران می گویند که خواستگاه بختیاری ها خود پارسوماش و یا مسجد سلیمان امروزی بوده است و بعد از حمله اعراب به آنان به کوه های امروزی بختیاری گریختند . چرا که بسیاری از شواهد تاریخی در این منطقه ( پارسوماش یا آنشان ) بوده است و کمتر اشیا و شواهد تاریخی در چهارمحال دیده شده است . پژوهشگران می گویند که نسب اینان به قبیله پاسارگاد می رسد . آنان این ادعا را با کتیبه کورش که در آن می گوید : { من کورش هستم شاه هخامنشی مردی از آنشان { ای مردی که هر که هستی و از هر جا که می آیی { زیرا می دانم که خواهی آمد { من کورش هستم که به ایرانیان شاهنشاهی بخشید { با من مشاجره نکن { یگانه چیزی که هنوز برای من باقی مانده است {یک مشت خاک است { که پیکر مرا پوشانده است } اثبات می کنند . که می تواند از نظر اینجانب درست باشد.

نظریه ی پارتی بودن بختیاری ها این نظریه تنها بر مجسمه یکی از بزرگان اشکانی که بر بالای کوه سرمسجد پارسوماش یا مسجد سلیمان پیدا شد تکیه دارد ( همان مجسمه زرینی که کلاهی به سر دارد و یک دست آن کنده شده است ) و آتشکده اشکانی آن منطقه استوار است . پارسوماش در دوره اشکانیان اهمیت بسزایی برای پیام رسانی به مناطق دور دست داشت . اشکانیان بالای کوه سرمسجد آتشکده ای ساختند که از آتش آن برای انتقال پیام استفاده می کردند. بالای کوه سرمسجد آتشکده ای است که هنوز هم ویرانه ای از آن باقی است . نام گذاری شهر پارسوماش به مسجد سلیمان هم همین بوده است . دولت مشروطه فکر می کرد که آن آتشکده قصر حضرت سلیمان بوده است که کاملا اشتباه بود . سنگ بسیار بزرگی هم که بختیاری ها به آن :: برنشانده :: می گویند در آنجا قرار دارد این سنگ برای ساخت تخت جمشید از دل کوه کنده شد و در حال انتقال به تخت جمشید بود که کار ساخت بخشی از تخت جمشید به پایان رسید . منتظر بخش هایی دیگر درباره ایل بختیاری باشید

نظریه عیلامی بودن گریشمن باستان‌شناس سرشناس فرانسوی می‌نویسد «من جای جای این سرزمین (بختیاری) پا نگذاشته‌ام مگر اینکه تمدن عیلامی را یافته‌ام». بعد از اشغال سرزمین عیلام توسط آشوربانیپال ملت عیلام نمُرد بلکه به کوه‌ها متواری گشت.پس از به قدرت رسیدن کوروش در سرزمین عیلام و کوه‌های پارسوماش در مسجدسلیمان امروزی؛ نمود قدرت عیلام در دوره هخامنشی برای بار دیگر مشهود می گردد واما بازماندگان تمدن عیلامی در سنگ‌نبشته کورش در تخت جمشید به‌نام عیلامی‌های کوهستان گندمون شکل؛ حجاری شده است. اکنون خاستگاه عیلامیان در نقشه فعلی بختیاری مبین تاریخ وتمدن بختیاری است. گرچه آریایی ها از سرزمین سیبری بعدها به لحاظ ضعف عیلامی‌ها وارد خاک ایران شدند اما نزدیکی‌های خویشاوندی موجبات تعمیم فرهنگی دو قوم شد، که بعد ها تمدن عیلامی اعم از خط، زبان، عادات، دین و... در ادبیات هخامنشیان و پس از آن به‌عنوان فرهنگ ایرانی برای بار دیگر متبلور می گردد.

طوایف و تیره‌های بختیاری

 

قوم بزرگ بختیاری به دو شاخهٔ هفت لنگ و چهار لنگ تقسیم می‌شود.

هفت لَنگ شامل چهار بابِ بهداروند، بابادی، دورکی و دینارانیو نوروزی است.

چهار لَنگ شامل شش باب محمودصالح (ممصالح)، کینورسی، زلقی ذَلِکی، مَیوند (ممی‌وند) و موگویی و همچنین ممبینی است ، که ممبینی ها از بزرگترین طوایف بختیاری هستند.

براساس سنتی که در ایل وجود داشته‌است، گردش حکومت به‌وسیله مالیات سرانه‌ای بوده‌است که از دامداران می‌گرفتند و اقتصادِ حکومت خان‌ها براساس همین مالیات بود. این مالیات بر اساس میزان تولید فرآورده‌های دامی به نوع مراتع و وسعت آن و شمار دام و شمار نفراتی که در ایل قدرت کارایی در امر تولید دام و پرورش آن را داشته‌اند، بستگی داشته‌است. همه بختیاری از لحاظ گرفتن مالیات به دو بخش تقسیم می‌شد:

از یک بخش که دام زیادتر و مراتع بهتر داشته‌اند مالیات بیشتری دریافت می‌شد و از بخش دیگر مالیاتِ کمتر. واحد گرفتن مالیاتِ دامی در ایل، بر حسب مادیان تعیین می‌شد. برای هر راس مادیان، سالانه مقداری پول از ۱۰ ریال تا ۳۰ ریال به معیار آن زمان دریافت می‌کردند. جدول اخذ مالیات به شرح زیر بوده‌است:

۴راس گاو = یک راس مادیان = ۱۰ ریال مالیات

۴راس خر = یک راس مادیان = ۱۰ ریال مالیات

۱راس مادیان = یک راس مادیان = ۱۰ ریال مالیات

چون یک راس مادیان برابر واحد گرفتن مالیات دامی به معنی چهارلنگ محسوب می‌شده، افراد این منطقه که مشمول پرداخت این نوع مالیات بودند به چهار لنگ معروف شدند. گروه دیگر که قدرت مالی بیشتر داشتند همین مقدار مالیات را به اندازه هفت لنگ مادیان می‌داده‌اند یعنی دوراس مادیان(هشت لنگ) منهای یک لنگه یعنی هفت لنگ مادیان می‌داده‌اند یعنی دوراس مادیان(هشت لنگ) منهای یک لنگه یعنی هفت لنگ. روی این اصل مردم این منطقه به‌ نام هفت لنگ معروف شدند. جدول زیر این طبقه بندی را نشان می‌دهد:

۷راس گاو = یک مادیان = ۱۰ ریال مالیات

۷راس خر = یک مادیان = ۱۰ ریال مالیات

۱راس مادیان + سه لنگ مادیان = ۷لنگ مادیان = ۱۰ ریال مالیات

در مورد همین مالیات گرفتن، خان‌ها به دلایل سیاسی در خود ایل و نزدیکی و دوری طایفه‌ها به خان‌ها، بین طوایف فرق می‌گذاشتند و به بعضی‌ها امتیازاتی می‌دادند. گرفتن مالیات توسط کلانتران ایل انجام می‌گرفت و درعوض خود این کلانتران از پرداخت مالیات معاف بودند.

تقسیمات درون-ایلی بختیاری به ترتیب به این صورت است: ایل، قسمت، طایفه، تیره، تش، اولاد، خانوار.[۳]

اولاد را کُربَوو و کُردا هم می‌گویند و اولاد ممکن است به مال و بهون (سیاه‌چادر) هم بخش شود.

 

ویژگی‌های فرهنگی

ویژگی‌های فرهنگی

بختیاری همراه با سنت‌ها و شیوه‌های خاص زندگی، به تنهایی یکی از جاذبه‌های بی‌نظیر و چشم‌گیر منطقه‌ی بختیاری است. زندگی ایلی با الگوی سکونت و آداب و رسوم ویژه، مورد علاقهٔ گردشگران داخلی و خارجی است. این جاذبه علاوه بر آن که بازدیدکنندگان عادی را به سوی خود جلب می‌کند، می‌تواند مورد توجه دانشجویان و دانش پژوهان علوم اجتماعی و انسانی قرار گیرد.

یکی از دیدنی‌های جالب توجه استان چهارمحال و بختیاری کوچ ایل بختیاری است. اگر چه در دهه‌های آغازین قرن حاضر گروه‌های بسیاری از ایل بختیاری نیز همانند سایر ایلات و عشایر ایران ” تخته قاپو“ (یکجانشین) شدند، اما هنوز هم بخشی از ایل، کوچ‌رو و متحرک است. کوچ‌روهای بختیاری، زمستان را در دشت‌های شرق خوزستان و تابستان را در بخش‌های غربی منطقه چهارمحال و بختیاری به سر می‌برند. آنها هر ساله از اواخر اردیبهشت ماه از پنج مسیر گوناگون همراه با مبارزه‌ای خستگی ناپذیر با سختی‌های طبیعت، ضمن عبور از رودخانه‌ها، دره‌ها و پشت سر گذاشتن بلندی‌های زرد کوه در مناطق معینی از دامنه‌های زاگرس پراکنده می‌شوند و قریب سه ماه در این منطقه می‌مانند و با چرای دام‌ها در مراتع سرسبز به رمه‌داری سرگرم می‌شوند. نحوه معیشت و زیست، الگوی سکونت و باورها، سنت‌ها و آداب و رسوم از جمله جاذبه‌های دیدنی این شیوه زندگی است. به مسیرهای کوچ در اصطلاح ایلراه می‌گویند که شامل ایل‌راه‌های دزپارت، تاراز، هزارچمه، کوه سفید و تنگ فاله است.

قالی‌ها و دست بافته‌های بختیاری در تمام جهان مشهور و بازار خوبی دارند. همچنین بختیاری سرزمین شیرهای سنگی است که نخستین بار توسط محسن فارسانی مورد مطالعه علمی قرار گرفتند. وی همچنین فیلم مستندی در باره شیرهای سنگی به نام «برد شیر» ساخته است. همچنین بایسته است در راستای حفظِ ضرب‌المثل‌های بختیاری نیز تلاش های سودمند بیشتری صورت گیرد تا این میراث تجربی گذشتگان نیز برای آیندگان برقرار ماند.

مراسم سوگواری

مراسم سوگواری در میان بختیاری‌ها اهمیت خاصی دارد و همراه با مراسم پرسوز و گدازی برگزار می‌شود که احتمالاً نشانه انس و الفت و همبستگی ژرفی است که میان آنها وجود دارد. این اهمیت هم در عزاداری‌های مذهبی و هم در عزاداری‌های خصوصی به بارزترین شکل مشهود است.

برگزاری مراسم عزاداری خانوادگی نیز جالب توجه‌است. در ایل بختیاری وقتی کسی فوت کند، ایل یکپارچه غرق غم و ماتم می‌شود و لحظه‌ای صاحب عزا را رها نمی‌کنند. چوقا از تن بیرون می‌کنند و لباس سیاه می‌پوشند. بعد از غسل متوفی، سید همراه ایل، سید پیر شاه یا سید امامزاده‌های اطراف مسیر و مکان کوچ و استقرار را خبر می‌کنند تا بر مرده نماز میت بگذارند و سپس مرده را به خاک می‌سپارند. خاک که گودی گور را پر کرد، مردها در فاصله دور می‌ایستند و زن‌های ایل به دور گور حلقه می‌زنند، گریه سر می‌دهند و همراه با مرثیه که گاگریو گفته می‌شود به شرح حال زندگی مرده می‌پردازند. در این هنگام تُشمال‌ها آهنگ غم انگیزی به نام چپی می‌نوازند. بعد از این مراسم خیرات شروع می‌شود. صاحب عزا چادر سیاهی بر پا می‌کند، مردم ایل تیره به تیره، طایفه به طایفه، برای دلداری صاحب عزا می‌آیند و سرباره می‌آورند. سرباره مخارج عزاداری صاحب عزا را کاهش می‌دهد. این مراسم تا یک سال به طول می‌انجامد، چرا که شاید تیره یا طایفه‌ای در مسافت‌های دور باشد و یا امکان حضور به موقع پیدا نکرده باشد.

وقتی کلانتر یا یکی از سرشناسان ایل بمیرد نیز مراسم خاصی انجام می‌شود. بدین ترتیب که زین و برگ اسب یا اسبانی را با پارچه سیاه می‌پوشانند و بر گردن اسب نیز پارچه‌های رنگین که یک سر آن بر زین و سر دیگرش روی پیشانی اسب است به بند دهنه می‌بندند، سپس اسب را در حالی که دهنه آن به دست یک نفر است در محوطه امامزاده می‌گردانند. این پارچه را «یال پوش» می‌گویند. چوقا و تفنگ متوفی را نیز روی اسب می‌بندند. بختیاری‌ها معمولاً بر سر مزار جوانان، پهلوانان و بزرگان خود شیر سنگی قرار می‌داده‌اند.

عزاداری برای ائمه‌اطهار به ویژه در ماه محرم همانند همه‌ی نقاط ایران باشکوه برگزار می‌شود. شیوه اجرای مراسم تقریباً همانند سایر نقاط ایران است. دسته‌های زنجیرزنی، سینه‌زنی و حضور در مراسم مساجد و تکایا از جمله جلوه‌های برگزاری اینگونه مراسم است.

گویش بختیاری

 

گویش بختیاری یکی از گویش‌های پارسی‌تبار یعنی از دسته جنوب باختری زبان‌های ایرانی است. گویش‌ها و زبان‌های پارسی‌تبار عبارت‌اند از فارسی، لری، بختیاری، لارستانی، و کومزاری. برخی از زبانشناسان، بختیاری را زیرشاخه‌ای از لری به شمار می‌آورند و برخی آن را شاخه‌ای جدا می‌دانند.

همواره در زمانهای گذشته، دیوارهای بلند و دشوار گذر زاگرس مانع از نفوذ اقوام مهاجم به درون منطقهٔ بختیاری بوده است. بنابراین زبان ایل بختیاری تا قبل از گسترش رسانه‌های همگانی و مدارس ملی تقریباً دست‌نخورده و بکر مانده بود اما امروزه براثر آسانی ارتباط با شهر و پایتخت، گویش بختیاری نیز مانند لهجه‌ها و گویش‌های دیگر به سرعت در حال دگرگونی و نزدیک شدن به فارسی رایج است. نسل امروز بختیاری (به‌ویژه ساکنین شهرها و اسکان‌یافتگان) در طول کم‌تر از نیم قرن نه تنها خیلی از اصطلاحات و واژه‌های پنجاه سال پیش بختیاری را استفاده نمی‌کنند؛ بلکه معنای آنها را نیز نمی‌دانند و یا فراموش کرده‌اند. گفته می شود در طی سال‌های گذشته که بختیاری‌ها بسوی شهرنشینی و پراکندگی رفته‌اند در حدود دوهزار واژه کهن از آنان نابود شده است.

گویش لری بختیاری به طور کلی به چهار دسته تقسیم می‌شود:

گویش بخش خاوری که تحت تأثیر لری کوه‌گیلویه واقع شده است.

گویش منطقه جنوبی که تحت تأثیر گویش طایفهٔ بهمئی بوده است.

گویش منطقه چهارلنگ.

گویش بخش میانی که هر دو گویش نسبتاً کمتر تحت تأثیر قرار گرفته‌اند؛ بر خلاف تصور افراد ناآشنا، گویش بختیاری با گویش لری (خرم آبادی) تفاوت‌های بسیاری به‌ویژه از نظر تلفظ دارد. اما از نظر ادبیات و به ویژه ضرب المثل‌ها و زبانزدهای بومی بین تمام زبانهای لری اشتراکات زیادی وجود دارد

عرب کمری

عرب‌هایی را می‌گویند که در مجاورت بختیاری‌ها زندگی می‌کنند، با ایشان وصلت کرده‌اند و از نظر رسم و رسوم و زبان و ... اشتراکات زیادی با بختیاری‌ها پیدا کرده‌اند. اما در اصل، بختیاری نیستند. در حقیقت عرب کمری ‌ها اعرابی هستند که اصطلاحاً در کوه و کمر زندگی می‌کنند و وجه تسمیه ایشان نیز همین است. زبان ایشان در اصل عربی است که به عربی عراق بیشتر نزدیک است تا اعراب خوزستان و به مرور زمان با گویش بختیاری ترکیب شده است و اصطلاحاتی ویژه‌ی خود پیدا کرده است. طوری که فهم آن هم برای اعراب و هم برای بختیاری‌ها ممکن نیست. مثلاً: اصطلاح «چطور هستی؟» که در احوال پرسی به کار می‌رود به لهجهٔ عرب کمری می‌شود «چی چینَک» در حالی که همان به لهجهٔ عربهای خوزستان و همچنین عرب‌‌‌‌های عراق می‌شود «اِشلونک». اما عبارت «تخم مرغ» به لهجهٔ عرب کمری می‌شود «بیاض» که عراقی‌ها نیز همین اصطلاح را به کار می‌برند در حالی که به لهجهٔ عرب‌های خوزستان می‌شود «دحرویت». همچنین تلفظ «ج» که اعراب خوزستان در بیشتر کلمات آن را به «ی» تبدیل کرده‌اند مثل «ریل» به جای «رجل» یا «دیایة» به جای «دجاجة» اما عرب کمری‌ها همچنان «ج» را تلفظ می‌کنند.

عرب کمری‌ها معمولاً هم به گویش بختیاری و هم به لهجهٔ عرب کمری و گاهی نیز به عربی خوزستانی تسلط کامل دارند. عرب کمری‌ها به دیگر اعراب خوزستان، اصطلاحاً عرب بَرّی می‌گویند عرب برّی یعنی عرب‌هایی که در برّ یا زمین مسطح زندگی می‌کنند .

عرب کمری نیز شاخه‌های متعدد دارد و به دلیل وصلت‌های زیاد و نزدیکی جغرافیایی با بختیاری‌ها به مرور زیر شاخه قوم بختیاری -طایفه دورکی- قرار گرفت. اما اصل ایشان عرب است .

گرپی (گرپه)

گرپه نام منطقه‌ای است که بین استان لرستان و استان خوزستان واقع شده‌است. برای رفتن به گرپه باید از ایستگاه تَله زنگ شروع به حرکت کرد و ۴ساعت پیاده روی دارد تا به این منطقه وارد شد البته مسیرهای آن بسیار سخت گذر هستند. گرپه سرزمین بختیاری‌هایی است که به آنها گرپی می‌گویند. آنها بسیار انسان‌هایی مهربان مهمان نواز و با محبتی هستند که به سبب دسترسیِ کمتر دیگران به آنها، کمتر دچار آسیب‌های فرهنگی و تغییرات زیستی شده‌اند و از همین روی نمونهٔ کاملی از ایرانی‌های کهن هستند. این منطقه گرمسیر است و آبشارهای زیبایی نیز دارد. در گرپه فسیل‌های زیادی از جانوران دریایی که بعضی از آنها بسیار بزرگ‌اند در محلی به نام بند سرخه وجود دارد که به بررسی‌های علمی نیاز دارند. در این منطقه معادن دست نخورده زیادی وجود دارد که همهٔ آنها ناگفته و پنهان مانده‌اند و دست انسان و فعالیت‌های مخرب او هنوز به این منطقه نرسیده‌است. در این منطقه پلنگهای زیادی نیز زندگی می‌کنند. گرپه دارای محل‌های زیادی است که هر کدام نامی دارند که تعداد نام‌های آنها به ۱۳۲ نیز می‌رسد. مانند:گرپی ره،بن سره،چیتال و...؛ کوه بلند سالن نیز در گرپه نمایان است.

بررسی طوایف هفت لنگ

 

تقسیم بندی هفت لنگ ها و چهار لنگ ها یکی از دقیقترین و ناب‌ترین تقسیم بندی‌ها در بین ایل‌ها و اقوام ایران و جهان می باشد و اکثر قوم شناسان بر این باورند که در نوع خود بی‌نظیر است.بهتر است بدانید این تقسیم بندی توسط خود بختیاری‌ها و توسط خان‌ها و بزرگان ایل برای دستیابی بهتر مردم بختیاری به یکدیگر انجام شد و اصولا چند روستای نزدیک به هم را با هم جمع می بستند و یک نام بر روی آن‌ها می گذاشتند.این معنی را نمی‌دهد که مثلاً طایفه دورکی از یک نژاد و طایفه بابادی از نژاد دیگر بلکه تقسیم بندی نوعی تقسیم بندی سیاسی است مانند تقسیم بندی استان های یک کشور. شاخه هفت لنگ بختیاری شامل چهار باب اصلی دینارونی-بهداروند(یا بختیاروند)-دورکی-بابادی.البته بحث باب شناسی یک اصل منطقه ای است و به طایفه‌های هم جوار که در یک منطقه زندگی ‌می‌کنند یک باب گویند. بحث باب‌ها در میان خود بختیاری‌ها هم زیاد رواج ندارد،اما مهم طایفه های هر باب است.برای نمونه طایفه‌های مهم میتوان به چهرازی , اورک،گورویی ،لجمیر اورک،سحید ،بابادی ،ململی ،راکی ،دورک وند ،بابا احمدی،موری ،گندلی، زراسیوند،اسیوند،آسترکی و... اشاره کرد.حال اینکه هر کدام از این‌ها نیز خود یک زیر مجموعه دارد.برای نمونه طایفه اورک که یکی از طوایف بزرگ بختیاری محسوب می‌شود بصورت زیر است: اورک شامل موزرمویی – خواجه – لندی - زنگی – غلام – کشی خالی – اولاد حاجی علی – غريبی – جلالی – ممسنی – چهار بينی چه - گل بامکی که هر کدام از موارد بالا خود یک یا چند روستا را شامل می‌شود.