ریشه اصلی طایفه بزرگ چهرازی به رئیس صالحات  کوچک چهرازی و بعد به رئیس صالحات بزرگ چهرازی و بعد غائب ....میرسد.

رئیس آخوند ملا محمد طاهر چهرازی پسر رئیس ملا عبدالله چهرازی از نسل آخوند چهرازی میباشد و چونکه سطح سواد آنها بسیار بالا بود لقب آخوند به آنها داده شد و افرادی بسیار اصیل از ایل بزرگ بختیاری و هفت لنگ و از باب دورکی باب میباشند.

رئیس آخوند ملا محمد طاهر چهرازی طبق شواهد بدست آمده 9 دختر داشت.

سردار ابراهیم خان ضرغام السلطنه بعد از ازدواج با بي بي آغا جان خانم دختر ايلخاني که از داشتن اولاد بی نصیب شد به خواستگاری بي بي ملك خاتون دختر حاجي ايلخاني رفت اما باز هم از داشتن اولاد بی نصیب شد که در نهایت به خواستگاری دختر رئیس آخوند ملا محمد طاهر چهرازی رفت و فرزندی رشید و نترس<میرزا ابوالقاسم خان >را برای ابراهیم خان ضرغام السلطنه به دنیا آورد.

 

 

سمت راست ابراهیم خان ضرغام السلطنه

سمت چپ میرزا ابوالقاسم خان

 

 میرزا ابوالقاسم خان بختیاری فرزند ارشد ابراهیم‌خان ضرغام السلطنه مدتی حاکم قمشه بود اما  از سوی دستگاه استبداد مورد هتک حرمت قرار گرفته و مدتی به حبس افتاد.در جریان فتح اصفهان فرماندهی یک گروه از نیروهای بختیاری را بر عهده داشت. وی که در این نبرد سرنوشت‌ساز، قهرمان بی‌بدیل بختیاری‌ها بود با نمایش زیبایی از شجاعت و مهارت، توپچی‌هایی که راه پیشروی بختیاری‌ها را سد کرده بودند، هدف قرار داده از بلندای ساختمان به زیر افکند و اسباب پیروزی بختیاری‌ها را در فتح اصفهان فراهم کرد.

صفایی در خصوص نقش ابراهیم خان ضرغام السلطنه و پسرش ارشد میرزا ابوالقاسم خان در فتح اصفهان نوشته است«باری چنان که دیدیم نقش ضرغام و فرزندش میرزا ابوالقاسم خان در فتح اصفهان نقش مهمی بود و هرگاه به یاد بیآوریم که شکست اصفهان تا چه حد در اعاده رژیم قانونی مشروطه و تزلزل بنیان استبداد اثر داشته حق این پدر و پسر را در استقرار مشروطه هرگز نمی‌توان فراموش کنیم».(صفایی، بیتا، ص 18)

در جریان جنگ جهانی اول به دعوت حاج آقا نورالله نجفی به همراه یک‌صد و پنجاه نفر از سواران بختیاری مأموریت پیدا کرد به قم رفته و شاه را که قصد داشت تهران را به سمت اصفهان ترک نماید همراهی کند. در حوالی قم با سربازان روسیه وارد جنگ شدند اما به دلیل کمبود تجهیزات و مهمات مجبور شدند به طرف اصفهان عقب‌نشینی کنند و برای مدتی شهر اصفهان را در کنترل خود داشته باشند. با ورود سربازان روسیه به اصفهان، بسیاری از رجال سیاسی و مذهبی که در اصفهان پناه گرفته بودند روانه خاک بختیاری شدند. خانه میرزا ابوالقاسم خان در سفید دشت اولین منزل و مأوایی بود که رجال سیاسی و دینی که تحت تعقیب نیروهای انگلیس و روسیه بودند را در آغوش می‌گرفت و پناه می‌داد.
 با تشکیل دولت ملی در کرمانشاه و بعد از شکست بختیاری‌ها در جنگ عزیزآباد به ميل خود و به دستور پدر با پنجاه نفر از سواران شخصي و قريب دويست و پنجاه نفر داوطلب بختياري به اتفاق تعدادی دیگر از خوانین جوان بختیاری به كرمانشاه حركت كرده به حركت ملي مجاهدين پيوستند؛ و به عنوان یکی از فرماندهان دولت ملی در جنگ با روس‌ها رشادت‌ها از خود نشان داد.
وقتی در سال 1334 قمري قشون روس كرمانشاه را تصرف کردند و عثماني‌ها مجبور به عقب‌نشینی شدند. ابوالقاسم خان و خوانين و سواران بختياري از راه لرستان به خاك بختياري بازگشتند. در كوه‌هاي لرستان با ايل «سگوند» زدوخورد خونيني صورت گرفت، مجبور شدند از خوزستان به بختياري بروند در اطراف دزفول نيز با نيروهاي انگليس و اعراب طرفدار آن‌ها درگير شدند، تلفات سنگيني به بختياري‌ها وارد شد. چند تن خوانین جوان بختیاری اسير و تحويل كاپيتان «نويل» انگليسي گرديده به بصره منتقل و زنداني شدند؛ اما میرزا ابوالقاسم خان با دليري و سرسختي و جنگ و گريز خود را به رود كارون انداخت و در حال شنا به سربازان انگليسي مستقر در كرانه‌ي رود تیراندازی مي‌كرد تا از آب به سلامت بيرون آمده رهسپار بختياري شد درحالی‌که از همراهان او تنها هشت نفر باقي مانده بود.
چندی بعد در جبهه‌های جنگ اوضاع به نفع متحدین تغییر کرد. دولت عثمانی پیروزی‌هایی را به دست آورد. این امر سبب گردید، مجدداً رضا قلی خان نظام‌السلطنه رییس حکومت ملی به كرمانشاه بازگردد. «میرزا ابوالقاسم خان چندان از بازگشت حكومت ملي نظام السلطنه خوشحال شد كه بي درنگ با پنجاه سوار زبده حركت كرد و به حكومت ملي پيوست و در صف فرماندهان رشيد قواي حكومت ملي در آمد و بعنوان يكي از فرماندهان قشون ملي به عراق و سپس به استانبول مهاجرت كرد و در بيشتر مراسم و تشريفاتي كه به احترام اعضاي حكومت ملي ايران انجام مي‌شد ، شركت مي‌جست. انوار پاشا وزير جنگ عثماني مدال سياست و شمشير به او داد( اوژن بختیاری ، 1345 :258تا261)».
در جریان نبرد با سربازان روسیه محافظت از بسیاری از مناطق از جمله شهر نهاوند به بختیاری‌ها سپرده شده بود. بختیاری‌ها  در همه جنگ‌ها از خود رشادت نشان داده و پیروز میدان جنگ بودند.سید علی‌محمد دولت‌آبادی (1381، ص 647، 646) در «خاطرات و ملاحظات» خود در باره رشادت ابوالقاسم خان بختیاری نوشته است: «جنگ سختی در نهاوند اتفاق افتاد میرزا ابوالقاسم خان خیلی رشادت کرد تا تمام قوا از نهاوند خارج نشده می جنگیده است که اگر رشادت او نبود تمام آن‌ها را دستگیر می‌کردند».
بعد از پایان جنگ جهانی اول، سفارت ایران در ترکیه اعلام کرد که میرزا ابوالقاسم خان بختیاری جز کسانی است که مساعدت در باره آن‌ها به جهت رفتن به ایران نخواهد شد. البته بعد از مدتی با رایزنی‌های مختلف وی موفق شد به همراه سید علی‌محمد دولت‌آبادی در روز بیست و نهم 1327 ه.ق. از اسکله استانبول به طرف ایران حرکت کردند.

ابراهیم خان ضرغام السلطنه بيش از چهار همسر اختيار كرد كه بعضي از آنها عبارتند از:
1- بي بي آغا جان خانم دختر ايلخاني (اولاد نداشت)
2-بي بي ملك خاتون دختر حاجي ايلخاني (اولاد نداشت)
3-دختر رئیس آخوندملا محمد طاهر چهرازي مادر میرزا ابوالقاسم خان (میرزا ابوالقاسم خان پسر ارشد ابراهیم خان ضرغام السلطنه)
4-دختر آمهديقلي اسيوند مادر عليرضا خان

از ضرغام السلطنه 15 پسر بر جاي ماند که عبارتند از: میرزا ابوالقاسم خان پسر ارشد ابراهیم خان ضرغام السلطنه، خليل خان، محمد خان، عليرضا خان،كريم خان، منصور خان، حسن خان، عليمردان خان، مسيح خان، غدير خان، نورمحمد خان، عبدالصمد خان، نورالله خان، يدالله خان و نصرالله خان.

با عزيمت میرزا ابوالقاسم خان پسر ارشد ابراهیم خان ضرغام السلطنه و فرمانده قشون وي و پیوستن به حکومت ملی در غرب کشور، سختگيري به ضرغام بيشتر شد و در صدد تبعيد وي بر آمدند. «وحيد دستگردي» كه در آن اوقات در فرادنبه اقامت داشت مي گويد: «شب هجدهم ذي الحجه با ضرغام السلطنه در خانقاه به سر برديم با اداي تمام مراسم درويشي، سردار محتشم و امير مجاهد و سردار ظفر و امير جنگ به حكم كاپيتان نويل انگليس مصصم شده بودند كه فرادنبه را محاصره و ضرغام را اسير يا تبعيد كنند. ولي از خبر پيشرفت مجاهدين طفره مي رفتند. به علاوه از مرتضي قلي خان هم كه سخت مانع بود ترس داشتند. ضرغام السلطنه كفن درويشي دوخته و زير لباسها پوشيده بود و با عده معدود خود مهياي هرگونه پيشامد وجنگ بود. شب 25 ذي حجه 1334 قمري گروهي از سربازان هندي به دستور كنسول انگليس از دهكرد به فرادنبه آمده ضرغام السلطنه درصدد مقاومت بر آمد. اما فرزندش عليرضا خان مانع شد و سرانجام او را ناچار به ترك فرادنبه كردند و در روستاي «امام قيس» مجبور به اقامت شد. شايع گرديد كه عليرضاخان فرزند ضرغام با كنسول انگليس براي تبعيد پدر همراهي كرده است. ولي عليرضاخان شايد از روي واقع بيني و مصلحت انديشي اين كار را كرده بود» ( اوژن بختیاری ، 1345 : 257 تا 261)

در دوران پاياني عمر چند مسئله ابراهیم خان ضرغام السلطنه را بسيار رنج مي داد:
1- دشمني عموزاده ها و همكاري آنها با انگليس ها سبب شده بود تا دولت انگليس و عمالش وي را مورد آزار و اذيت قرار دهند و بيش از اندازه در مورد وي سختگيري كنند.
2- فرزندش محمد رحيم خان و بسياري از مردم در تجاوز نيروهاي روسي به شهادت رسيدند و روستاها و آبادي هاي زيادي خراب و ويران گرديد.
3- از فرزندش عليرضا خان كه متهم بود با انگليسي ها همكاري و سر و سري دارد، دلگير بود.
4- فرزند رشيدش میرزا ابوالقاسم خان كه همواره قوت قلب او بود و تا او بود كسي جرأت تعرض به وي را نداشت، در خاك عثماني مشغول نبرد با نيروهاي روس و انگليس بود. به همين خاطر بسيار دلگير و آزرده بود و غالباً در خانقاه قلعه فرادنبه، كه در آنجا دراويش تمام دوره سال را اجتماع مي كردند، گنج عزلت اختيار كرده بود. بالاخره در روزهاي پاياني جنگ جهاني اول در سال 1337 ه .ق. در فرادنبه جان به جان آفرين تسليم كرد. در حاليكه حسرت ديدار فرزندش ابوالقاسم خان به دلش ماند. پيكرش در ميان سوگ سواران بختياري و جمعيت كثيري از مردم كه هيچگاه خاطره رشادتهاي وي و فرزندانش را از ياد نخواهند برد، تشيع و در قبرستان فرادنبه به خاك سپرده شد. روانش شاد.

<یا حق>